تسلیت

سالروز شهادت امام هادی علیه السلام تسلیت باد

یا امام هادی دعا کنید امسال بریم کربلا.......

+نوشته شده در سه شنبه 24 ارديبهشت 1392ساعت18:40توسط فواد |
سالروز شهادت شهید اسلام شهید حمید باکری تبریک باد

سلام
ببخشید دیر پست میزارم


امروز ششم اسفند نود ویک ،مصادف با سالروز شهادت شهید حمید باکری ،برادر شهید مهدی باکری هست
باکری ها سه تا داداش بودند ،که هرسه شون شهید شدند،
             

علی و مهدی و حمید

 

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، گرچه برادران باکری را باید افتخار آذربایجان دانست اما بی شک آنان ستارگان درخشان تاریخ تشیع هستند . این سه برادر ، بدون هر گونه تعلقات قومی ، قبیله ای و گروهی و گروهکی ، تمام هستی خود را در طبق اخلاص نهادند و به عشق حضرت حیدر (صلوات الله علیه) پای در میادین خون و آتش گذاشتند ، در حالی که از همان گام نخستین یقین داشتند عاقبتی جز شهادت در پیش رو ندارند.
 

برادران باکری هیچ کدام جنازه هاشون برنگشت از برادر بزگ علی گرفته که به دست ساواک شهید و جنازش تحویل داده نشد تا حمید در عملیات جنازه اش رو نتونستن برگردونن عقب و خود مهدی هم که جنازشافتاد داخل آب , آخه بعضی از شهدا از خدا خواستن که جنازشون پیدا نشه تا حتی از زمین دنیا جایی برای خود نخوان(خوشبحالتان)
در عملیات، در هنگامی که برادر مهدی باکری (حمید باکری) به درجه شهادت نائل می آید
به مهدی باکری می گویند: لااقل جنازه داداشتو برگردون عقب ، میگه اینا همشون داداشای من هستن ، کدومشونو بیارم ؟
 

+نوشته شده در یک شنبه 6 اسفند 1391ساعت20:51توسط فواد |

لا یوم کیومک یا ابا عبدالله

 

+نوشته شده در شنبه 4 آذر 1391ساعت7:3توسط فواد |

سلام

 السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنایک

ز دور دست دوباره سواران میآیند

که بگذرند به اسبان خویش از رویش

کجاست یوسف مجروح پیرهن چاکم

که باد از دل صحرا میآورد بویش

کسی بزرگتر از امتحان ابراهیم

کسی چونان که برید به مذبح چاقویش

کسی در آن طرف دشت ها نه معلوم است

کجای حادثه افتاده بازویش

طلوع میکند اکنون به روی نیزه سری

به روی شانه طوفان رهاست گیسویش

فاضل نظری

واقعا امام حسین کشتی نجات اند، واقعا کسایی که راه رو گم کردند تو این دهه میتونن راه رو پیدا کنن، من که شب روضه حر کلی حال کردم این شبارو از دست ندید اگه دلتون صاف شد ما رو هم دعا کنید

یا علی

+نوشته شده در جمعه 3 آذر 1391ساعت10:2توسط فواد |
تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با ما

سلام دیگه می خوام پسرخوبی باشم دیگه میخوام گذشته رو تکرار نکنم دیگه نمیخوام شرمنده آقا مهدی باکری باشم حالا که محرم امام حسین تو راهه دیگه میخوام عبد خوبی باشم تو این دل شب از خانم فاطمه زهرا کمک می طلبم خدایا هیچ وقت منو به حال خودم رها نکن, من خیلی ضعیفم, خودت هوای ما رو داشته باش ای نا محدود بی بعد

+نوشته شده در دو شنبه 15 آبان 1391ساعت1:35توسط فواد |
بازم شرمنده ام

31 خرداد رفت اما هنوز هم مي‌توان از تو حرف زد؛ این طوری نگاه کردنت مثل شلاق می‌ماند که نوش جانم و گوارای بدنم.

راست می‌گویی و حق داری که حقمان است. زندگی را این طور جدی گرفتن و گریه برای غیر او کردن ... شما این را به ما یاد ندادی.


شاگردی نکردیم آقاجان! نازک نارنجی شدیم و روزگارمان به ....

روحت شاد سردار! یادت گرامی استاد! نفس حقت در آسمان برقرار!

+نوشته شده در یک شنبه 4 تير 1391ساعت10:28توسط فواد |

آغاز اعیاد شعبانیه،تولد انوار پاک هدایت برتمامی شما دوستان مبارک باد

 

+نوشته شده در یک شنبه 4 تير 1391ساعت9:58توسط فواد |
شرمنده ام ارباب

ببخشید  ارباب،شرمند ه ام امام هادي که اين هم دير واکنش نشون ميدم

 

خدا لعنتت کنه شاهين نجفي

احمق،ابله،بي شعور

گند زدي به همه زنديگتو و همه چيزت

خودتو جهنمي بدبخت کردي

تو خيالت مثلا ميخواستي ابراز وجود کني

د آخه جونور تو که سهلي ،گنده هاتم بيان نميتونن يه اپسيلون خدشه به ساحت امام هادي وارد کنن

تو پست، چقدر وجود داري که به سبب اتصال زمين وآسمان توهين کني

لعنت به شيطاني که تو واسه خودت خداش کردي

احمق ميخواستي  امام هادي(عليه السلام) رو مورد تمسخر قرار بدي ،اما بااين کارت بيشتر ايشون رو بين ما عزيز کردي

مرتيکه همجنس باز به اصطلاح متمدن...

تو و امثال تو، تو ماتريکس دنيا به خواب گمراهي فرو رفتين

زمين از اينکه آدم هاي کثيفي مثل تو روش نفس ميکشن در حال زجر، زودتر گمشو بمير


پيشاپيش هم مرگ کثيفتو تبريک ميگم

 

+نوشته شده در چهار شنبه 17 خرداد 1391ساعت11:17توسط فواد |

هیچ ندارم دل خوش با این تکاپوی بهار

صحبت از دیر و دراز آمده است اما من

 

در اتاق ملاقات با او

ابتدا با مترجم در به گفتار زدم

صحبتی که فرا رفت ازاین چاه غریب

روزگاریست که جار رسوایی من در همه بازار زند

حس تنهایی من در بلد توست که تبعیدی مقبول شده

این سکوت است که از فریادش بشکست چینی نازک تنهایی من

کاش ای شعر تواند نفسی بر شیشه چشمانت بزند

+نوشته شده در چهار شنبه 16 فروردين 1391ساعت8:14توسط فواد |
چرند وپرند

دلنوشته ی زیر زاییده مهملات دوست عزیزم محمد مهدی خانمحمدی است 

دووووودش کنید

********* 

دیشب با یاد آدم دوسیب می زدم و هر چه به ذهن نامبارکم خطور می کرد در سینی تقدیم حوا می کردم؛ من به آدم بودن حوا مشکوکم. تو اگر پرتقال بزنی می فهمی دل یوسف انار شد از همین جنس؛ لا کردار لب بزنی ،بوی رسوایی ات را بلند می کند وسط حال خانه می زند زمین، همه دماغشان را می گیرند که بو دود می دهی؛ لب نزنی ،درد خماری اش آنقدر بالا می زند  که ۵ را هم بر عکس ببینی.

 

تازه این اولش است...

در لابه لای شیارهای مغزم غرق تفکر بودم که جرینگِ پیامک نجاتم داد، سقراط بود بی چاره بعد از کلی مغالطه پیمایی روز جول و پلاسش را کول کرده بود و دنبال دوساعت خواب در پیامک ها می گشت. زنش راس ساعت ۹ دم در خانه گذاشته بودش. آخر ۵ حرف و ۲ نقطه که حافظه ی زیادی نمی خواهد.

تو آخرش را حساب کن که

جامعه الزهرا از فوق لیسانس های خودش استادِ فلسفه پاس کردن می پذیرد.

شما بگو شطح؛ من مدح علیا مخدره می کنم که فی الحال مهد علیا۱ را نشتر به دست رو به روی خودم می بینم؛ امیر و کبیر هم نمی شناسد. من می ترسم که در حمام ، فین کنم چه برسد به حمامِ فین برم ،حالا شما هی با دانشگاه آهنگ کوچ اردو بزن و بگو:«فاز میده» وقتی نولت را گرفت می فهمی.

 خدا شاهد است و اینجا محضر وقتی از کنارشان رد می شوم عقلم هم سرخ می شود تا منتهی الیه کلماتش. نگو:« بچه مثبتِ خجالتیِ »من و سهرودی از ترس قلم می زنیم. چند روز آینده اسمم را در کتاب کاشفان۲ ببین من این جنس را کشف کردم، صد رحمت به شوکران  بامداد. همین اسفندیار که شش خوانش را در مکتب ایرانی پاس کرده، فکر می کنی مدیرش کیست؟ تومیریس۳

تو خیال کردی محض رضای مزدا۴ می خواهد ما کورش شویم؟

نخیر 

 باب این مدرسه  کوروش کشی است چه برسد به ساختمانش و گرنه خودش تندر دارد.

این خضعبلات طبعم صرفا حکمِ استامینفن کدئین را دارد من که آنتی هیستامین نخوردم که بتونم آنتی گرل بنویسم کهیر میزنم.

سردردم دردِ سر شد و بالعکس ،6 چرچیل مغزم زانوی تلمذ سیاست زمین زد وقتی ابوی گرام فرمود:

«حضرت علیه گفته اند:« شاعران بی شعور و بی شعوران شاعر بر سر کوه خیال به راه زنی دَرسَت مشغولند.» تا اطلاع ثانوی ترک انجمن می کنی و خود را به انجم علم می زیبی» شما اگر به روحت آنترک بدی بیاید به جسم ما تا سیراب شیردون می سوزی وقت ببینی به جرم یک دور سگ چرخی اضافی عقربه ی بزرگ، به یک سال حبس شعری محکومت کنند.

این شد که به باغ چرند و پرند زدیم و یک دو دهن با دهخدا سنتی دود کردیم تا مراعات کار رعیت کند.

القصه متفق القول شدیم که:«هر شیشه خورده ای که در وسط پارتی خلقت ریخته است از دست و پا چلفتگی اناث جماعت است.»


 

۱.مادر ناصرالدین شاه از جمله مسببین قتل امیر کبیر.

۲.«کاشفان فروتن شوکران» نویسنده احمد شاملو.

۳. ملکه ی ماساگتها به روایتی قاتل کوروش.

۴. اهورا مزدا خدای یگانه زرتشت.

+نوشته شده در چهار شنبه 24 اسفند 1390ساعت11:8توسط فواد |